سلام بازدید کننده گرامی.به وب موزیکدونی 3 خوش اومدی.امیدوارم که مطالب این وب مورد پسندت قرار گرفته باشه.در این وبلاگ, من بیشتر به نظرات بازدید کننده اهمیت میدم.پس با نظراتت به بهتر شدن وب خودتون کمک کنید.شعار این وب نظر دادن=بهترشدن وبلاگ
من علی مدیر وبلاگ موزیکدونی 3 اوقات خوش و پر ز شادمانی رو برای شما آرزومندم.
با تشکر از انتخاب شما.

عکس_27759
[+]
نوشته شده توسط ALI در 9:40 PM
|
|

گفتگو با طناز طباطبایی
با بهنوش طباطبايي نسبت فاميلي ندارم
مجموعه «میوه ممنوعه» در ماه مبارک رمضان از شبکه دو سیما روی آنتن رفت.نقش آفرینان «میوه ممنوعه» علی نصیریان (حاج یونس فتوحی)، گوهر خیراندیش (قدسی)، هانیه توسلی (هستی)، امیر جعفری (جلال)، هرمز هدایت (بهرام)، عطا تفتی (فرزاد)، نیما رئیسی (مصطفی)، طناز طباطبایی (غزاله)، کاظم بلوچی(سرگرد)، شبنم فرشاد جو (سمانه)، صدیقه کیانفر(عزیز خانوم)، محمدرضا رهبر(سینا)، کیانوش گرامی (شهرام)، عبادالله کریمی(سر کارگر) و جواد انصافی (منشی حاج یونس) بودند. مجموعه ای که طرفداران بسیاری داشت.
طناز طباطبایی اولین حضور تصویری اش را در سریال میوه ممنوعه در کنار علی نصیریان و گوهرخیراندیش تجربه کرد، با این بهانه روزنامه مردم سالاری به سراغش رفت تا با او گفت وگو کند.
اولین کار هنری تان چه بوده است؟
سال ۸۰ سریالی با سعید سهیلی با نام «جوانی» کار کردم که درآنجا ۱۸ سالم بود که البته هیچ تجربه بازیگری نداشتم، حدود ۵ سال است که کار میکنم اما درطول این دوسال اخیر بود که سینماییها و سریال را کارکردم.
میوه ممنوعه چندمین کار تصویریتان به حساب می آید؟
از نظر تصویری اولین اما اگر بخواهم حرفه ای بگویم سه کار سینمایی قبل ازاین سریال داشته ام . «در چشم باد»، «چهارانگشتی»، «جعبه موسیقی» که هیچ کدام هنوز اکران نشده اند.
یعنی این اولین کار تلویزیونی ات محسوب می شود؟
بله میوه ممنوعه اولین کار تصویری و سریالم محسوب می شود.
غیر از این سریال، پیشنهاد تلویزیونی دیگری داشتید؟
پیشنهاد تلویزیونی داشتم اما چون علاقه به سینما داشتم تمرکزی روی پیشنهادات تلویزیونی نمی کردم امازمانی که فتحی این پیشنهاد را داد به علت علاقمندی به ایشان حضور دراین سریال را پذیرفتم.
کاربا فتحی چگونه بود؟
فوق العاده بود، ایشان بسیار کارگردان باهوش و خلاقی هستند ومن به عنوان بازیگر از بازی در کار ایشان لذت بردم وخیلی تجربه آموختم .
یعنی دستت را برای اظهار نظر یا بداهه گویی باز می گذاشت؟
چون زمان کافی نداشتیم و برای اینکه باید سریال را به پخش برسانیم دستم باز نبود; من برای اینکه بیشتر از چند برداشت بازی کنم یا خودم حر کتی را بازی کنم، زمان نداشتیم، فتحی هم اعتقاد داشتند که این کار باید به پخش برسد و به روش های خودش که روش های سالمی هم برایم بود این بازی را می گرفتند و نتیجه کارهم خوب درآمد.
کار با بازیگران حرفه ای چگونه بود؟
بازیگران حرفه ای ازجمله نصیریان و خیراندیش به دلیل اینکه بیشتر با این دو نفر بازی داشتم این میدان را به من که به عنوان یک بازیگر جوان بودم می دادند، که بتوانم در کنارشان بازی کنم و احساس آرامش داشته باشم وهیچ ترسی از حضور درکنار این دوبزرگوار نداشته باشم و سعی می کردم در کنار این بزرگان که بازی می کنم تمام تلاشم را بکنم.
معیارتان برای ا نتخاب نقش چیست؟
ویژه بودن کاراکتر و یک سری حرف هایی که کاراکترهای دیگر نمی توانند آنها را بزند; اما این آدم در سریال میوه ممنوعه با جسارت خودش این حرف ها را می زند، یا متفاوت بودن این نقش با بقیه نقش ها به لحاظ تفکر و همین طور جسارتی که دارد درواقع برای انتخاب نقش غزاله معیار و انتخابم این مسائل بود.
کلا معیارتان برای نقش غزاله این بود یا نه برای هر نقشی معیارتان این است؟
برای غزاله این معیار بود! اما نقش های متفاوت وابسته به حال و هوای آن فیلم و داستان است، نمی توانم بگویم که شیوه انتخاب ثابتی یا شیوه کار ثابتی دارم، نه! بلکه بستگی به فیلمنامه دارد.
از بازی دراین سریال چه احساسی دارید؟
خیلی راضیم!
از سختی های کار بگویید؟
سختی های کار وحشتناک بود! عوامل فنی کار خیلی زحمت می کشیدند و خسته می شدند. زیرا کارآنها بدنی بود باید در عرض دوماه این کار را به پخش می رساندیم. استرس روانی رساندن به پخش برای بازیگرها وبقیه عوامل خصوصا فتحی از یک طرف و از طرفی دیگر دوست داشتیم که درعین خوب بازی کردن با یک آرامش درونی این کار را انجام دهیم . تلفیق استرس و آرامش مشکل بود، اینکه ما سرصحنه استرس داشتیم که امشب باید این سکانس تمام شود و ازیک طرف باید این آرامش را می داشتیم که کار خوب تمام شود، ولی با درایت و مدیریت فتحی، باعث شد که یک کار خوبی انجام دهیم و این انرژی مثبت باعث شده بود که پشت صحنه خوبی داشته باشیم و همه با انرژی کار کنیم; کار خستگی های خودش را داشت! بچه ها روزانه ۱۶ الی ۱۷ ساعت کار می کردند، در کنار این سختی الان که واکنش مردم را نسبت به کار می بینم خیلی از انرژی های رفته دوباره برگردانده می شود.
کار فشرده چقدر می تواند مخاطب داشته باشد؟
قطعا دارد! میوه ممنوعه به عنوان یک سریال تلویزیونی در بین مجموعه های تلویزیونی نباید از لحاظ بازی و کارگردانی باهم مقایسه کنیم بلکه باید درحد کارهای ماه رمضانی که سریال رادر سی قسمت و در عرض دوماه به پخش می رسانند، مورد ارزیابی قراردهیم. همانطور که دست کارگردان کار در ساخت و پرداخت خیلی از مسائل بسته بود و تایم نداشت که اضافه تر بگیرد، درواقع بازیگران هم مجبور بودند خیلی سریع کار کنند و کار را به پخش برسانند. این سریال در مقایسه با دیگر سریال های ماه رمضان مخاطب خوبی به دست آورد.
چقدر صدا و گریم در بازی بازیگر تاثیر می گذارد؟
البته گریم و صدا هرکدام بحث خود را دارد ولی، من به عنوان بازیگر باید بازی خودم را بکنم گاهی گریم هم می تواند کمک کند. چهره پردازی در جایگاه خودش خیلی خوب است و می تواند کمک کند، اما به عنوان بازیگر خیلی اعتقاد ندارم چهره پردازی به بازی کمک کند، خصوصا دراین سریال که هیچ کدام چهره پردازی خاصی نداشتیم و همه خودمان بودیم که یک چهره پردازی متعادل سازی بود.
خودتان سریال را دیدید؟
بله
به عنوان یک مخاطب چه نقاط قوت یا ضعفی از این سریال می بینید؟
معمولا افرادی که برای کارشان تلاش می کنند نسبت به آن کار غیرت نشان می دهند. من به عنوان یکی از عوامل این فیلم وقتی شرایط سخت کار را می بینم می توانم بگویم به نظرم بهترین چیزی بوده که می توانست در بیاید واز کل سریال راضی ام! ولی در جایگاهی نیستم که بخواهم نقد کند زیرا به کار خود غیرت دارم و در موردش نمی توانم صحبت کنم، بهتراست این نقد و بررسی ها را به دیگران واگذارم.
چقدر بازی نقش مقابل (نیما رئیسی) در بازی شما تاثیر داشت؟
به نظرمن خیلی تاثیر گذاشت، سکانس هایی که در مقابل نصیریان و خیراندیش بازی داشتم، کاملا این احساس را می کردم که این عزیزان انرژی های زیادی به من هم منتقل می کنند، لذا ناخودآگاه اگر بازی من نقص داشت. یک دفعه ده پله بالا می آمدم به خاطر اینکه من هم پاسخ این انرژی را به همان شدت می دادم، بازی نیما رئیسی خیلی خوب بود.
بازی خوب شما در این سریال چشمگیر بود; این مساله توقع مخاطب را بالا می برد چه تمهیداتی اندیشیده ای که توقع مردم را برآورده کنی؟
باید دوچندان تلاش کنم تا بتوانم به این توقع جواب مثبت دهم، قطعا در کار بعدی ام باید چند پله قوی تر ازاین سریال ظاهر شوم.
در کار سینمایی و سریال بازی داشته اید چه تفاوتی یا شباهت هایی در بین نقش هایی که ایفا کرده ای بوده است؟
اعتقادم براین است که هر کاراکتری که یک بازیگر بازی می کند دنیای روانی خاصی برای خود دارد، در چهار انگشتی کاراکتری را بازی کردم، هرچند کوتاه بود ولی کاراکتر یک دختر معتاد را بازی کردم که خیلی اثرگذار بود.
علاقه تان به سینما بیشتر است یا تلویزیون؟
علاقه من به سینما است . سینما سبک بازی و ژانرو مدل متفاوتی از بازی را می طلبد، نمی توانیم این دو را با هم مقایسه کنیم زیرا شبیه به هم نیستند. ولی علاقه ام بیشتر به سینما است و عاشق پرده نقره ای هستم و از این به بعد هم بیشتر برای علاقه ام تلاش می کنم.
کدام یک از صحنه میوه ممنوعه به دلتان نشست؟
در قسمت دوم کار که خیراندیش وارداطاق من می شود و من خود را حبس کرده ام و می خواستند که مرا راضی کنند که از ازدواج منصرف شوم، فکر می کنم آن سکانس ارتباط مادر و دختر خیلی ارتباط واقعی بود و ارتباطی که به دل تماشاچی نشست و خیلی باورپذیر بود، آن را خیلی دوست داشتم و یک سکانس دیگری بود که حتی در تمرین هایی که داشتم ناخودآگاه اشک از چشمانم جاری می شد زمانی بود که من بعد از ازدواج در خانه خودم هستم و پدرم می آید که مرا به خانه برگرداند، اما من نرفتم و ایشان مرا نفرین می کند و می گوید که بدون دعای شب برای تو روزم روز نمی شد و بعد می گوید که تو خیر نمی بینی بابا ! این جمله را که گفتند من واقعا احساس کردم چقدر این حرف سنگین است و آنجا احساس کردم با تمام وجودم از حاج یونس شرمنده شدم. این سکانس را دوست دارم
شباهت شما به خانم طباطبایی زیاد است شما نسبتی با بهنوش طباطبایی ندارید؟
با هیچ کدام از خانم ها و آقایان طباطبایی در سینما و تلویزیون کشور نسبت فامیلی ندارم.
به غیر از کار هنری کار دیگری هم دارید؟
دانشجوی رشته تئاترم و کارگردانی تئاتر می خوانم و در کنارش موسیقی هم کار می کنم.
[+]
نوشته شده توسط ALI در 9:37 PM
|
|

خداحافظی ایرانیان با یانگوم
خداحافظی ایرانیان با یانگوم
بینندگان تلویزیونی کشورمان این هفته با پخش پنجاه و چهارمین قسمت سریال جواهری در قصر با آن خداحافظی خواهند کرد.این سریال که عنوان پربیننده ترین سریال سالهای اخیر کشورمان را از آن خود نموده اولین بار در کره جنوبی از تاریخ ۲۴ شهریور ۱۳۸۲ تا فروردین ۱۳۸۳ از طریق شبکه ام.بی.سی این کشور پخش شد. در زمان پخش ، این سریال - با ۴۷٪ بیننده - به عنوان موفق ترین برنامه این شبکه شناخته شد.
سریال جواهری در قصر كه از آن با عنوان «Most Popular Korean Drama of All Time» و «Forever Popular Korean Drama» به معنای «محبوبیت ترین درام كره ای تمام دوران» یاد می كنند یكی از پرطرفدارترین سریال های تاریخ این كشور می باشد. حتی دایرهٔالمعارف ویكی پدیا كه به عنوان یكی از بی طرف ترین منابع اطلاعاتی جهان شناخته می شود از این سریال با همین عنوان یاد كرده است.
همچنین در یك نظرسنجی كه در تاریخ ۱۱/۱/۲۰۰۷ در بین ۳۰۰۰ هزار شركت كننده ژاپنی برای تعیین برترین فیلم و سریال كره ای برگذار شد این سریال با ۳۶% آرا رتبه ی اول و «زمستان سوناتا» با ۱۹% آرا دوم شد. امتیاز كاربران به این سریال در سایت IMDb (تا این لحظه) برابر با ۸.۹ از ۱۰ است و این در حالی است كه محبوب ترین فیلم این سایت امتیازی برابر با ۹.۱ دارد.
جواهری در قصر تجربهٔ پخش در بسیاری از کشورهای جهان را نیز دارد. از جمله : جمهوری اسلامی ایران ، تایوان ، هنگ کنگ ، مالزی ، سنگاپور ، فیلیپین ، چین ، تایلند و ژاپن . این مجموعه ، حتی در کشورهای استرالیا ، امریکا و کانادا نیز به نمایش در آمدهاست.
فیلم بر کشور کره جنوبی در زمان سلطنت سلسلهٔ یو سون - در زمان حکومت پادشاه سونگ ینگ و پادشاه یون سان گون (۱۴۹۴-۱۵۰۶) - تمرکز دارد .داستان اصلی فیلم ، نشان دادن زندگی شخصیتی توانمند به نام سو یانگ گوم است که با استفاده از فکر و پشتکار خود به موفقیتهای فراوانی میرسد.
یانگوم (نقش اول سریال) یك شخصیت حقیقی است كه چند سند تاریخی مبهم و ناكامل از حیات وی در طول فرمانروایی پادشاهان سلسله ی Joseon خبر می دهند. اطلاعات این اسناد بسیار سطحی و گذرا است و بنابراین، اطلاعات چندانی از شرح زندگی یانگوم در دست نیست.
بر اساس این اسناد، پادشاه جیانگ یونگ به سبب دانش پزشكی یانگوم و برای قدردانی از وی، مقام پزشك خاندان سلطنتی را به وی پیشنهاد می كند و برای اولین بار در تاریخ این كشور یك زن به این مقام دست می یابد.
از این پس است كه یانگوم كه توانسته بود بر مقام اجتماعی ضعیف خود به عنوان یك دختر سطح پایین در نظام اجتماعی مردانه و تبعیضات اجتماعی غلبه كند، صاحب سومین مقام برتر درباری (پزشك سلطنتی) می شود. لقب دائی (Dae) به معنای بزرگ بعد از این ماجرا به وی اهدا و نام وی به Dae Jang Geum یعنی یانگوم بزرگ تغییر می یابد.
پژوهشگران هنوز بر سر این مسئله كه یانگوم یك شخصیت حقیقی است یا تجسمی افسانه ای است از زنان بزرگی كه در رشد مقام اجتماعی زنان نقشی ایفا كرده اند و نام آنها برای همیشه به فراموشی سپرده شده است به توافق نرسیده اند. اگر یانگوم یك شخصیت حقیقی باشد ارزش حقیقی كار او وقتی مشخص می شود كه بدانیم از آن پس (سال ۱۶۰۰ میلادی) تا به امروز (سال ۲۰۰۷ میلادی) هیچ زنی نتوانسته است به مقام پزشك درباری یا پزشك ریاست جمهوری در این كشور دست یابد.
▪ خلاصه قسمت پنجاه و چهارم سریال جواهری در قصر(قسمت آخر):
یانگوم به عالیجناب پیشنهاد عمل جراحی را می دهد که اینکار با مخالفت سایرین همچون وزرا وپزشک شین و یونگ قرار می گیرد یانگوم هم برای اینکه ثابت کنه کارش درسته خرگوشی را که نجات داده بود را برایشان نشان می دهد و روش بی حس کردن را هم روی خودش دوباره امتحان می کند ولی آنها زیر بارنمی روند و حتی ملکه هم بر سر یانگوم فریاد می کشد.از طرفی وزرا و افسران به امپراطور می گویند که یانگوم کارش را بلد نیست و امپراطورباید او را تنبیه کند واز امپراطور می خواهند تا یک پزشک دیگرایشان رادرمان کند ولی امپراطور فقط به آنها می گوید آنجا را ترک نمایند.یانگوم دوباره سراغ امپراطور رفته برای عمل جراحی اصرار می کند ولی امپراطور نمی پذیرد و سپس ازسرپرست پیشکارها هم می پرسد که اگه روش یانگوم را قبول کند زنده می ماند.ولی افسران آنقدر نامه می فرستند که امپراطور حتی فرصت خواندن آنها را هم نمی کند.
در ادامه امپراطور میگوید که می خواهد دوباره یانگوم را ببیند در همین حین یانگوم خودش سر می رسد و به امپراطور دارو می دهد و همین طور امپراطور زل میزند به یانگوم...
سپس پیشکار یونگ مخفیانه به یانگوم می گوید که به دروازه شمالی شهر برود و به دستورپیشکارها عمل نماید چرا که این دستور امپراطوره و وقتی یانگوم به آنجا می رسدپیشکارا یک پارچه روی سرش انداخته و از آنجا می برندش...
بعد یانگوم سر از یک کشتی در می آورد واز طرفی رئیس داروخانه قصر کلی داد و فریاد می کند و می پرسد که یانگوم کجاست؟؟ (۳ روزبود که یانگوم غیبش زده بود) و رئیس داروخانه دستور می دهد یانگوم را دستگیرکرده سراغش ببرند پیشکارها یانگوم را هم می برند پیش افسر مین... وقتی یانگوم پیش افسر مین می رسد ابتدا یک مشت نگاه رد و بدل می گردد
و بعد یکی از پیشکارها به افسر مین دستور شاه را ابلاغ می کند که باید با یانگوم به چین بروند. و سپس یانگوم و افسر مین وآن پیشکارها با هم سوار قایق شده اما همین که می خواستند سوار بشوند یانگوم تازه یادش می افتد که پزشک شخصی شاه بوده و باید فورابرگردد و سرش را پایین انداخته و بر می گردد افسر مین و پیشکارها هم مجبورمیشوند دنبالش حرکت کنند.... و وقتی به نزدیکای قصر می رسند می بینند که همه مردم دارند به سجده می افتند و سرورم سرورم می کنند... و یانگوم می خواست برگردد ولی افسر مین و آن پیشکار به زور جلویش را می گیرند.
▪ ۸ سال بعد...
دختر یانگوم ماهی طلایی گرفته بود که یانگوم آن را به خاطر این کار تنبیه می کندولی افسر مین سر رسیده و نجاتش می دهد...
[+]
نوشته شده توسط ALI در 9:35 PM
|
|

گفتگو با صبا کمالی
هنگام بازي خودم را به نظرات كارگردان ميسپارم
صبا كمالي در سريال «شهريار» به كارگرداني كمال تبريزي بازي كرده است، او درباره نقش خود در اين مجموعه تلويزيوني گفت: در اين سريال نقش همسر شهريار را بازي كردم و نقش من حدود 2-3 قسمت است.
اين بازيگر با بيان اين كه سريال «شهريار» حدود 170 بازيگر دارد، از نقش خود در اين مجموعه به عنوان يكي از كاملترين نقشهايش ياد كرد.
صبا كمالي در اين باره به ايسنا، اضافه كرد: با وجود كوتاهي نقشم در سريال «شهريار» همه ويژگيها و فراز و فرودها از جمله عشق، مرگ، تولد، رنج، شادي، گذشت و ايثار در آن ديده ميشد.
وي در پاسخ به اين پرسش كه چگونه به شناخت شخصيت همسر شهريار موفق شده است خاطرنشان كرد: آقاي پيام دهكردي بازيگردان سريال شهريار بودند و در راه شناخت شخصيت همسر شهريار خيلي به من كمك كردند.
صبا كمالي در عين حال گفت: شهريار را تا حدودي اما نه به طور كامل ميشناختم و مسلما نسبت به اين شخصيت ناآگاه نبودم.
صبا كمالي كه خود را بازيگر كارگردان ميداند در عين حال معتقد است اگر بين كارگردان و بازيگر ديالوگ برقرار شود و به تفاهم برسند، نتيجه كار بهتر خواهد شد.
اين بازيگر تئاتر، سينما و تلويزيون، درباره لزوم همگام سازي بازيگر با كارگردان خاطرنشان كرد: من بازيگر كارگردان هستم و چه بسا كارگردان چيزهايي را ميداند كه من از آن بياطلاع هستم.
وي كه اصرار به متقاعد شدن از سوي كارگردان دارد، در اين باره اظهار كرد: بازيگر با انديشهاش كار ميكند و فقط ادا در نميآورد. اما در نهايت به هنگام بازي خودم را به نظرات كارگردان ميسپارم. البته در مواردي كه مخالف هستم اين مخالفت را ابراز ميكنم. اما آن چه كارگردان ميخواهد را انجام ميدهم.
صبا كمالي كه در سريال «فتانه» نيز نقش آفريني ميكند، دربارهي لزوم همگام سازي بازيگر با سياستهاي تلويزيون به ايسنا گفت: فكر نميكنم كارگردان وظيفه داشته باشد تا بازيگر را با سياستهاي تلويزيون آشنا كند. در پارهاي موارد طبيعي است كه هنرمندان با يكسري سياستهاي صدا و سيما مخالف باشند. همين طور كه با برخي سياستهاي اين رسانه موافق هستند. بنابراين كارگردان هم مانند بازيگر و هر يك از عوامل ديگر ميتواند با بخشي از سياستهاي تلويزيون مخالف باشد.
وي ابراز اميدواري كرد كه كساني كه در راس تصميمگيري قرار دارند، سياستهايشان را درست كنند؛ نه اين كه بازيگر و كارگردان مجبور شود به اين سياستها تن دهد.
[+]
نوشته شده توسط ALI در 9:33 PM
|
|

رضا رشيدپور: مثلث مرا سقط کردند
رضا رشيدپور: مثلث مرا سقط کردند
آنچه می خوانید گفتگوی روزنامه اعتماد ملی با رضا رشیدپور است و خط و ربط گفتگو در رابطه با برنامه توقیف شده مثلث است.
سئوال: چرا <مثلث> تنها يك شب روي آنتن رفت و چرا به اين سرعت توقيف شد؟
رشید پور: شبي كه برنامه پخش شد تمام عوامل برنامه به علاوه مدير مستقيم ما در استوديو حضورداشتند. آقاي مهندس حميدي، مدير گروه اجتماعي شبكه و آقاي ميرهاشمي، قائم مقام ايشان در استوديو بودند و تمام اتفاقاتي كه قرار بود در برنامه بيفتد از قبل و به صورت مكتوب با مدير گروه اجتماعي و مدير شبكه هماهنگ شده بود. بعد از اتمام برنامه هم همه با رضايت استوديو را ترك كردند.اما فردا كه براي اجراي شب دوم برنامه آماده شده بوديم، ساعت هفت بعدازظهرگفته شد كه برنامه ديگر روي آنتن نميرود و صبح روز بعد هم من در روزنامهها خواندم كه برنامه توقيف شده ! اول فكر نميكردم اين خبر صحت داشته باشد اما بعد ديدم كه پيشبيني خبرنگارها درست بوده است.
سئوال: فكر ميكنيد دليل توقيف برنامه چه بود؟ صحبتهاي تهمينه ميلاني درباره مسعود دهنمكي يا سردار رادان و اعلامنظر مردم درباره طرحهاي امنيت اجتماعي نيروي انتظامي و يا چيز ديگري بهجز همه اين دلايل؟
رشیدپور: باور كنيد خودم هم نميفهمم چرا. ما در برنامه يك ارتباط تلفني داشتيم با مسعود دهنمكي كه با ادبيات هميشگيخودش حرف زد.يك ارتباط تلفني هم داشتيم با تهمينه ميلاني كه ايشان هم با ادبيات هميشگياش حرف زد.يك ارتباط تلفني هم با سردار رادان داشتيم با اين سوال كه آيا طرح مبارزه با بدحجابي در فصل زمستان هم با همان شدت ادامه پيدا خواهد كرد يا نه و ايشان هم فرمودند كه بله طرح ادامه دارد. بعد هم ما نظرسنجي كرديم.
48 درصد از بينندگان برنامه مخالف اجراي طرح بودند و 52 درصد موافق كه آن را عينا اعلام كرديم و تازه به سردار هم كارت سبز داديم ! درباره آقاي ده نمكي هم، خانم ميلاني گفتند ايشان حق دارند فيلم <عقدهايها> را بسازند چون امكاناتي كه ايشان در سينما دارند و ديالوگهايي كه ايشان در فيلمهايشان ميتوانند ضبط كنند من هم اگر ميتوانستم داشته باشم <عقدهاي> نميشدم كه ايشان مجبور شوند فيلم عقدهايها را بسازند.
همين! حالا نميدانم كدام يك از بخشهاي برنامه عامل اين اتفاق شده.خانم ميلاني كه در<شب شيشهاي> هم حضور داشت و صحبت كرده بود و جالب است كه همين سازمان صدا و سيما هم در حال حاضر پروژههاي سريالي خيلي بزرگي را به خانم ميلاني سپرده !
سئوال: سازمان صدا و سيما هيچ توضيحي هم درباره دلايل توقيف اين برنامه نداد.ظاهرا پاسخگويي به افكار عمومي براي <رسانه ملي> چندان اهميتي ندارد.
رشیدپور: شبكه پنج خودش با اصرار خواست كه من حتما در فصل پاييز برنامه داشته باشم.اما متاسفانه شبكه هم حمايتي از برنامه نكرد. بالاخره بايد جوابي به مخاطب داده ميشد. اگر اعلام ميشد كه اين برنامه در حال حاضر منطبق با موازين سازمان نيست به نظرم خيلي بهتر بود و من هم دوست داشتم كه حداقل شبكه پنج اطلاعيهاي ميداد و اعلام ميكرد كه تشخيص ما اين بوده كه فعلا اين برنامه پخش نشود و ما هم كارمند سازمان هستيم و مسلما موظف به اطاعت بوديم. اگر اين مساله با شفافيت اعلام ميشد، حداقل حرمت خبري حفظ ميشد.
سئوال: براي تهيه <مثلث> چقدر زمان و بودجه صرف شده بود؟
رشیدپور:خيلي براي مثلث وقت گذاشته بودم. كل فصل تابستان را درباره اين كار فكر كرده بوديم. چندين بار آن را نوشتيم و دور ريختيم و مشورت كرديم. از مخابرات پهناي باند گرفته بوديم كه بتوانيم تعداد زيادي اساماس دريافت كنيم. تلفن زميني راهانداختيم تا مردم بتوانند با فشردن شماره يك و دو روي تلفن ثابت هم نظر بدهند. تهيه كننده برنامه، خودم و محمد قنبري بوديم كه پنج ماه براي آمادهسازي آن تلاش كرده بوديم.نزديك به 20 ميليون تومان هزينه شده بود اما... اين اولين مورد است كه در تاريخ صدا و سيما به اين شكل برنامهاي يك شبه توقيف ميشود.در كولهپشتي هم نهايتا مجري عوض شد. براي من الان <مثلث> مثل يك جنين سقط شده است.
سئوال: ظاهرا تا شش ماه نميتوانيد كار تازهاي داشته باشيد. در اين شرايط تكليف كساني كه برنامههاي زنده با حساسيتهاي اينچنيني را اجرا ميكنند چيست؟
رشیدپور: خط قرمزها در برنامه زنده خيلي پررنگتر است و ميزان امنيت اجراكنندگان اين برنامهها هم واقعا معلوم نيست.
از مهمترين ضعفهايي كه در شغل اجرا وجود دارد عدم وجود امنيت شغلي است.از مجموع برنامه <شب شيشهاي> مبلغي نزديك به هشت ميليون تومان نصيب من شد.برنامه از 30 خرداد ماه 86 تمام شد و من پس از آن بيكار هستم و با اين ماجراها گمان ميكنم كه حالاحالاها هم بيكار بمانم.حالا مجري صدا و سيما بايد برود چه كار بكند كه همشان كار رسانهاياش باشد؟ برود بيرون سوپرماركت بزند يا پيتزافروشي تا غلطك زندگياش بچرخد؟
سئوال: اتفاقي كه در برنامه <كولهپشتي>افتاد و بعد منجر به كنار رفتن فرزاد حسني شد تا چه حد در توقيف برنامه شما تاثير داشت؟
رشیدپور: كولهپشتي يك برنامه جريانساز در رسانه ما بوده و در طول چهار سري كه پخش شد در هر سري حرفهايي براي گفتن داشت و چيزهايي را به رسانه اضافه كرد.فرزاد حسني هم به عنوان يك مجري نسل سومي سبك جذابي را به تلويزيون آورده بود.حالا كاري ندارم كه اين سبك تا چه حد با شو و نمايش همراه بود.اما به قول افشين يداللهي <هفتاد سال عبادت يك شب به باد ميره> و اين اتفاق در كولهپشتي چهار افتاد؛عليرغم تيزهوشياي كه در فرزاد حسني سراغ دارم و شايد هم دقيقا به خاطر همين تيزهوشي.در تمام اين اتفاقات كه افتاد، تنها يك نفر برنده بود و آن تنها خود فرزاد حسني بود. اين هم از تيزهوشي فرزاد حسني بود كه بازي را به سمتي برد كه برنده تنها خودش باشد كه البته اين به دور از همكاري و تعامل بود.
سئوال: يعني اين عواقب برخورد فرزاد حسني با سردار رادان در برنامه زنده تلويزيوني بود كه<مثلث>هم توقيف شد؟
رشیدپور: گفتوگو با سردار رادان در برنامه كولهپشتي ميتوانست با شيوه حرفهايتر و رسانهايتري انجام شود تا بقيه برنامههاي تلويزيوني از آسيبهاي بعدي مصون بمانند. اگر تهيه كننده كولهپشتي هشيارانهتر عمل ميكرد باعث ميشد كه جريان اعتماد به وجود آمده در تلويزيون از بين نرود و به يكباره قطع نشود.اگر با آيندهنگري بيشتري عمل شده بود الان هم كولهپشتي پخش ميشد و هم مثلث اما به دليل اتفاقاتي كه در نتيجه ناشيگري در برنامه كولهپشتي افتاد باعث شد كه همه ما دچار اين سردرگمي بشويم.
سئوال: برنامه انتقادي <مثلث> در حالي در همان شب اول اجرا توقيف ميشود كه بر اساس اعلام خود سازمان صدا و سيما در روزنامه جام جم، در شب پخش <مثلث> با وجود همزماني آن با سريال پربيننده <يانگوم> در شهر تهران، مخاطب <مثلث> بسيار بيشتر بوده است.به نظر شما چرا مديران صدا و سيما بايد <يانگوم> را به برنامههاي داخلي و با ويژگي انتقادي مانند <مثلث> ترجيح دهند؟
رشیدپور: بله درست است و اين استقبال هم در حالي بود كه ما بدون اعلام قبلي روي آنتن رفته بوديم.اما درباره اينكه چرا برنامه تحمل نشد به نظرم رسانه در همه جاي دنيا متغيري تاثيرپذير از فاكتورهاي اجتماعي است و در كشوري مثل ما كه رسانه صددرصد دولتي است اين تاثيرپذيري تشديد ميشود و به همين دليل شايد لازم باشد بيشتر از آنكه به ظرفيت تغييرپذيري درصدا و سيما نگاه كنيم به اين توجه كنيم كه وقتي رسانهاي صددرصد وابسته به دولت است و تغذيهكننده از سيستم دولتي است تا چه حد قدرت تصميمگيري دارد.چنين رسانهاي ناچار به عضوگيري از گروهها و دستههاي مختلف سياسي است و مجبور است مثل احزاب بر اساس موجهاي اجتماعي و سياسي حركت كند.
سئوال: پس با اين تعريف اين رسانه ديگر نميتواند رسانه ملي باشد بلكه بيشتر رسانه دولتي است.
رشیدپور: البته كلمه ملي هم بار معنايي دارد هم بار حقوقي ومحتوايي و وقتي يك رسانه ملي است كه بازتاب خواستههاي ملت باشد.با وجود انتقادهايي كه به صدا و سيما ميشود اما من احساس ميكنم در دوران رياست آقاي ضرغامي در حد بضاعت و امكان اجتماعي و سياسي كه در جامعه ما وجود دارد سعي شده كه صدا و سيما به اين تعريف نزديك شود.
سئوال: اما در همين زمان مديريت آقاي ضرغامي است كه براي اولين بار در تاريخ صدا و سيما برنامهاي به اين شكل و يكشبه توقيف ميشود.
رشیدپور: باور كنيد تجربه <شب شيشهاي> به من نشان داد كه گاه سعهصدر سازمان صدا و سيما و مديران آن بسيار بيشتر از واكنشهاي بيروني در قبال برنامهها است.برنامههايي پخش ميشود كه مورد تاييد مديران صدا و سيما هست ولي فرداي آن روز واكنشهايي از جناحهاي سياسي صورت ميگيرد كه سازمان را در موضع انفعال و احتياط قرار ميدهد.شرايط كشور هم الان به گونهاي است كه متاسفانه <سعهصدر> قرباني <حساسيت> شده است بنابراين رسانه دولتي هم در اين شرايط احتياط بيشتري ميكند تا به عنوان عامل برهم زننده آرامش جامعه يا امنيت ملي شناخته نشود.البته من اين روند را در سازمان تاييد نميكنم.صدا و سيما بيش از حد به واكنشهاي بيروني حساس شده و با هر واكنش اجتماعي كنشهاي خود را عوض ميكند، در حالي كه به هر حال بايد براي تغييرات يكسري مقاومتهايي هم صورت بگيرد.
سئوال: مثلا چه نهادهايي بيشتر صدا و سيما را تحت فشار قرار ميدهند؟
رشیدپور: خيلي از تصميمگيريها تنها به ظاهر از سوي صدا و سيما انجام ميشود و متاثر از مسائل ديگر است.ما يك دعواي حقوقي كوچك بين وزارت ارشاد و حوزه هنري را مطرح ميكنيم و تازه تريبون را هم در اختيار وزارت ارشاد قرار ميدهيم كه از خودش دفاع كند و نه حوزه هنري اما حتي در اين حد هم وزارت ارشاد برنميتابد كه انتقاد را تحمل كند. بعضي نيروهاي سياسي و حتي اجتماعي هم همينطور. در برابر تغييرات در صدا و سيما مقاومت وجود دارد. حتي وقتي تلويزيون خودش سعي ميكند از اين پيله بيرون بيايد واكنشها طوري است كه اعصاب مديران رسانه را فرسوده ميكند تا تصميمات عصبي و مقطعي بگيرند.
سئوال: آيا اين فشارها تنها در مورد بعضي برنامههاي خاص وجود دارد؟ مثلا پربينندهترين بخش خبري صدا و سيما كه خبر بيست و سي است مدام در حال استهزا، مسخرهكردن گروههاي اصلاحطلب، انتشار اخبار كذب و گزينش خبرها به سود اهداف خاص است. آيا درباره چنين برنامهاي هيچ فشار بيروني وجود ندارد؟
رشیدپور: من هم مثل شما با لحن گفتن اين اخبار موافق نيستم. مثلا يك بار در خبرشان به يكي از مقامات عالي كشور صفت <جوشكار> داده بودند كه به نظر من واقعا دور از شان است. اما اينگونه خطكشيهاي سياسي بيشتر در معاونت سياسي وجود دارد اما مثلا در معاونت سيما كه آقاي ميرباقري مديريت آن را بر عهده دارند من ميتوانم شهادت بدهم كه واقعا جناحبندي سياسي وجود ندارد.
سئوال: حالا كه تا مدتي در تلويزيون نميتوانيد كار كنيد؛ برنامه ديگري براي كار نداريد؟
رشیدپور: با وجود تمام محدوديتهايي كه به تلويزيون تحميل ميشود اما من باز هم فكر ميكنم امنيت تلويزيون بيشتر از مطبوعات است. به هر حال ما مستقيما درگير نيستيم اما در مطبوعات فضا براي كاركردن سختتر است. ولي خيلي وقت بود كه دغدغه انجام يك كار ژورناليستي نرم را هم داشتهام كه براي مخاطب و هنرمند بدنه باشد. با همين هدف هفتهنامهاي به نام <گلدون> را آماده كردهايم. 14 آذر هم كه سالگرد درگذشت زندهياد علي حاتمي است تصميم داريم مراسمي برگزار كنيم به ياد علي حاتمي و همزمان با آن انتشار نشريهمان را هم اعلام كنيم.
[+]
نوشته شده توسط ALI در 9:28 PM
|
|

عکس_557
[+]
نوشته شده توسط ALI در 1:40 PM
|
|

مطالب پيشين